|

آب و هوای معتدل و مرطوب و پربارانی دارد و سرزمینی کم ارتفاع است که جلگهها بیش از نیمی از آن را پوشاندهاند.
بلژیک برای سالیان متمادی جزو خاک کشورهایی چون فرانسه، هلند و اسپانیا بود. سرانجام در سال 1830 برای نخستین بار استقلال یافت.
در نیمه دوم قرن نوزدهم صنایع بلژیک پیشرفت فراوانی کرده و فکر ایجاد مستعمره نخستین بار توسط لئوپولد دوم، پادشاه آن زمان بلژیک به مرحله اجرا درآمد و کنگو، رواندا و بروئنی به تدریج جزو مستعمرات بلژیک شدند.

کنگو تا سال 1960 مستعمره بلژیک بود. کشورهای رواندا و برونئی هم تا سال 1962 میلادی مستعمره بلژیک بودند.
در سال 1994 میلادی، پس از تغییر قانون اساسی این کشور دارای یک دولت فدرال شد. در قانون اساسی این کشور بلژیک کشوری فدرال توصیف شده که از سه جامعه فلاندرز زبان، آلمانی زبان و فرانسه زبان تشکیل شده است.
این کشور به سه منطقه تقسیم شده است: فلندر در شمال که مردمان آن به زبان هلندی صحبت میکنند؛ والونیا در جنوب که فرانسه زبانها در آن زندگی میکنند و بروکسل که زبانهای هلندی و فرانسه هر دو زبان رسمی هستند. در بخش والونیا 70 هزار آلمانی زبان زندگی میکنند.

پادشاه بلژیک آلبرت دوم است اما قدرت سیاسی محدودی دارد. در نظام بلژیک، نخستوزیر رئیس دولت است. این کشور دو مجلس سنا و شورای نمایندگان دارد.
جهانهرکدام از جوامع و مناطق بلژیک بنا به وضعیت حقیقی و حقوقی خود، از نظر قانونگذاری و اجرای قانون به صورت مستقل عمل میکنند. به همین خاطر شورایی متشکل از رؤسای قانونی جوامع و مناطق وجود دارد که قوانین یکسانی را برای همه کشور تصویب میکند.
هرکدام از سه جامعه بلژیک مسئولیت مسائل فرهنگی، آموزشی، زبانی و امور انسانی منطقه خود را دارند. مناطق سه گانه هم مسئولیت اقتصاد، انرژی، حملونقل و خدمات دولتی، برنامهریزی شهری را به عهده دارند.
کاری که دولت فدرال انجام میدهد تنظیم روابط خارجی، مسائل حقوقی و اموردفاعی است. دولت فدرال همچنین مسئولیت وضع قوانین کلی و تعیین خط مشی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور را نیز به عهده دارد.
به گزارش بی.بی.سی تنش بین دو گروه زبانی فرانسه و هلندی گاهی بالا میگیرد و گروه دستراستی هلندی خواهان استقلال منطقه فلندر میشود. با این حال رایگیریها نشان میدهد اغلب بلژیکیها طرفدار دولت فدرال هستند.

اقتصاد در بلژیک
بلژیک در یک منطقه بسیار صنعتی واقع شده است. اقتصاد بلژیک بر پایه بخش خصوصی میچرخد. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2006 میلادی 5/342 میلیارد دلار بود. نرخ تورم در این کشور 8/1 درصد است.
4/9میلیون نفر نیروی کار دارد که یک درصد آنها در بخش کشاورزی، 5/24درصد در بخش صنعت و 74 درصد در بخش خدمات مشغول به کار هستند. نرخ بیکاری در این کشور 1/8 درصد است و چهار درصد مردم آن زیر خط فقر زندگی میکنند.
صادرات بلژیک شامل ماشین آلات، مواد شیمیایی، الماس، آهن و مواد غذایی است که به کشورهای آلمان (7/19 درصد)، فرانسه (9/16 درصد)، هلند (12 درصد)، انگلستان (9/7درصد)، آمریکا (2/6 درصد) و ایتالیا (2/5 درصد) صادر شده است.
واردات به این کشور شامل ماشینآلات، مواد شیمیایی، الماس (تراشنخورده)، مواد غذایی، محصولات نفتی و تجهیزات حملونقل است که از کشورهای هلند (3/18 درصد)، آلمان (3/17 درصد)، فرانسه (2/11 درصد)، انگلیس (6/6 درصد)، ایرلند (7/5درصد) و آمریکا (4/5 درصد) وارد میشود.
مردم بلژیک
جمعیت این کشور 10 میلیون و 392 هزار و 226 نفر در سال 2007 میلادی بود که میانگین سنی آنها 1/41 سال است. امید به زندگی در بلژیک 92/78 سال است.
قانون اساسی بلژیک بر جدایی دین ازسیاست و دولت از کلیسا تاکید کرده است. به همین دلیل در کشور بلژیک دین رسمی وجود ندارد ولی کلیسای کاتولیک دربیشتر نقاط کشور نمایندگی دارد.
بر اساس آمارهای رسمی در سال 2003 میلادی 2/0درصد از مردم این کشور به بیماری ایدز مبتلا بودند.

ارتباطات در بلژیک
در بلژیک 4.719 میلیون خط تلفن ثابت وجود دارد و 9.66 خط تلفن همراه. 25 ایستگاه تلویزیونی در آن فعال است. بلژیک بر خلاف دیگر کشورهای اروپایی یک رسانه واحد دولتی ندارد، بلکه رسانه دولتی آن به دو بخش تقسیم میشود که هر یک رادیو و تلویزیون خود را دارد.
95 درصد از بلژیکیها از تلویزیونهای کابلی استفاده میکنند که از این نظر رتبه اول را در دنیا دارند. سیستم تلویزیونی بلژیک قرار است تا سال 2011 میلادی به سیستم دیجیتال تبدیل شود.
3.195 میلیون میزبان اینترنتی در سال 2007 میلادی در این کشور فعال بودند و 4.8 میلیون نفر از اینترنت استفاده میکردند.
حکومت
حکومت بلژیک پادشاهی مشروطه است. مجلس نمایندگان متشکل است از 212 عضو که برای دورهای چهار ساله با رأی تمامی افراد بالغ تحت سیستم تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه انتخاب میشوند. مجلس سنا 182 عضو دارد، 106 نفر مستقیما انتخاب میگردند. 50 نفر منتخب شوراهای محلی هستند، 25 نفر را اعضای مذکور انتخاب میکنند و به علاوه ولیعهد. پادشاه شخصی را به نخست وزیری انتصاب میکند که از پشتیبانی اکثریت در مجلس نمایندگان برخوردار است و بر اساس توصیه نخست وزیر دیگر اعضای کابینه را نیز انتصاب میکند.
احزاب عمده سیاسی عبارتند از:
* حزب سوسیال مسیحی فلامانی و همتای فرانسوی زبانش * حزب لیبرال فلامانی * حزب لیبرال فرانسوی * احزاب محلی فلامانی و والونی

آموزش
میزان باسوادی: 98% سنین تحصیل اجباری: 6 تا 16 سال. تعداد دانشگاه: 18 (شامل 11 مؤسسه همطراز با دانشگاه)
دفاع
کل نیروهای مسلح: 450/85 (1991). خدمت سربازی: 10 ماه یا 1 سال
جغرافی
فلات جنگلی آردن در شمال شرق کشور جای دارد. جلگههای مرکزی بلژیک منطقهای مهم از نظر کشاورزیمیباشد. منطقه شمالی که مسطح و کم ارتفاع است، شامل فلات ماسهای کمپن لند درشرق و جلگه فلاندر درغرب است.در محاصره سدها در پشت تلماسههای ، ساحلی اراضیی است که سابقا مانداب و مرداب بوده و اکنون از دریا بازپس گرفته شده و به صورت زمینهای کشاورزی درآمده است.
رودهای مهم: شلدت (شلد یا اسکو)،موز، سامبر بلندترین نقطه: بوترانژ با ارتفاع 694 متر.
آب وهوا:بلژیک تابستانهای نسبتا خنک و زمستانهای معتدل و بارندگی کافی در تمامی سال دارد. مناطق دور از دریا تابستانهای گرمتر و زمستانهای سردتری دارد.

اقتصاد
بلژیک کشوری کوچک، صنعتی، با تراکم جمعیت بالا و دارای منابع طبیعی اندک است. در مرکز و شمال، خاک در مجموع حاصلخیز است و آب و هوا موجب بازدهی بالایی از گندم، چغندر قند، چمن و علوفه است. فلز کاری، که در اصل بر اساس ذخایر کوچک مواد معدنی در آردن بود مهمترین صنایع است.منسوجات، مواد شیمیایی، سرامیک،شیشه ولاستیک نیز جایگاه مهمی دارند ولی به غیر از زغال سنگ، تقریبا تمامی مواد خام مورد نیاز صنایع اکنون باید وارد شود. مشکلات اقتصادی دهههای 1970 و 1980 انعکاسی از نقسیم زبانی بلژیک بوده است.
بیکاری بیشتر منحصر به منطقه والونفرانسوی زبان در جنوب است، در حالی که صنایع در شمال فلامانی رونق داشته است. بانکداری، تجارت و به ویژه امور اداری شمار روز افزونی را در استخدام خود دارد، و بروکسل از نقشش به عنوان پایتخت غیر رسمی جامعه اروپا سود برده است.
تاریخ معاصر
بی طرفی بلژیک با اشغال کشور از طرف آلماندر 1914 نقض شد (و باعث اعلام جنگ بریتانیابه آلمان گشت). مقاومت شجاعانه آلبر پادشاه کشور در سالهای 1914 تا 1918 موج تحسین بین المللی شد،در حالی که تسلیم شدن لئوپولد سوم در زمان اشغال مجدد کشور از 1940 تا 1945 به دست آلمان انتقادات شدید را در پی داشت. کنگو بلژیک، که به صورت مایملک شخصی لئوپولد دوم در 1879 به دست آمده بود، درمیان هرج و مرج در 1960 رها شد. بلژیک هم اکنون مرکز اصلی اداره جامعه اروپا و پیمان آتلانتیک شمالی است ولی این کشور گرفتار رقابت حاد میان فلامانی زبانان و فرانسوی زبانان است و به تدریج به سوی نظام فدرال پیش میرود

بلژيك يكي از جديدترين كشورهاي اروپا ميباشد و نژاد مردم بلژيك از نژاد آلمان است. بلژيك در شمال غربي اروپا واقع شده است و حدود سي هزار كيلومتر مربع وسعت دارد. اين كشور جزء كشورهاي كوچك جهان محسوب ميشود. جمعيت كشور بلژيك كمي بيشتر از ده ميليون نفر است و نرخ رشد جمعيت آن 3/0 درصد است. حدود يك دهم جمعيت بلژيك مهاجرين و پناهندگان از ساير كشورها ميباشند. اين كشور كوچك به لحاظ بينالمللي نقش چنداني در سيستم جهاني ندارد. اما به خاطر وجود مقر ناتو و اتحاديه اروپا در اين كشور، براي غربيها با اهميت است. بلژيك قبلاً تحت سلطه اسپانيا بود و بعد به تصرف اتريش درآمد و چند دهه بعد يعني در سال 1794 منطقه بلژيك به تحت تسلط فرانسه قرار گرفت. در سال 1830 با مداخله قدرتهاي اروپايي وقت، كشور بلژيك تأسيس گرديد. زبان رايج در بلژيك فرانسوي است، اما در قانون اساسي زبان هلندي پيشبيني شده است. علت اينكه بلژيكيها نتوانستهاند، زبان هلندي را رواج بدهند، اين است كه آنها قادر نيستند از ميان چند لهجه متداول هلندي، يكي را انتخاب كنند. در سال 1963 قانون زبان رايج به تصويب رسيد و بلژيك به چهار منطقه فرانسوي، هلندي، آلماني و منطقه دو زباني تقسيم گرديد.
مبارزات بين فرانسه زبانان و هلندي زبانها تاكنون منجر به تظاهرات و اغتشاشات مهمي در كشور بلژيك گرديده است. هلندي زبانها، هموطنان فرانسوي زبان خود را مردمي بوالهوس و پرمدعا و تنبل ميدانند و اين در صورتي است كه فرانسوي زبانها خود را اشخاص متفكر ميپندارند و پاريس را قبله خود ميدانند.
سابقه تشكيل حكومت در بلژيك
پس از جدايي بلژيك از هلند در سال 1831 اولين پادشاه به نام لئوپولد قدرت را در دست گرفت. در سال 1940 پس از تسليم بلژيك در مقابل ارتش آلمان پايه يك حكومت آزاد در بلژيك نهاده شد و در سال 1951 بلژيك نقش فعالي در صحنه سياسي اروپاي غربي ايفاد كرد و به عضويت چند اتحاديه و پيمان منطقهاي درآمد. پس از مرگ بودوئن پادشاه بلژيك چون فرزند ذكور نداشت برادر وي پرنس آلبرت دوم از سال 1993 تاكنون به عنوان پادشاه قدرت را در دست دارد. به نقل از نشريه نيوزويك مورخ 23 آگوست 1993 وي فردي عياش و مبتلا به بيماري پاركينسون است.
قانون اساسي
اولين قانون اساسي در كشور بلژيك مربوط به سال 1830 ميباشد، آخرين اصلاح و تجديد نظر در قانون اساسي در سال 1988 صورت گرفته است. براي تغيير قانون اساسي ابتدا مجالس بلژيك طرح تجديد نظر را تهيه و به توشيح شاه ميرسانند و سپس به دستور پادشاه مجالس منحل ميگردند و انتخابات مجدد براي انتخاب اعضاي مجالس انجام ميشود. طرح تغيير در قانون اساسي چنانچه در مجالس جديد به تصويب دو سوم اعضا برسد قابل اجرا خواهد بود.
پادشاه بلژيك
حكومت بلژيك مشروطه سلطنتي موروثي است و يكي از اولاد ذكور مستقيم و قانوني شاه كه به سن هيجده سال رسيده باشند بر تخت سلطنت مينشيند، در غير اينصورت نايبالسلطنه منتخب از طرف مجالس موقتاً به انجام وظايف شاه خواهد پرداخت.
پادشاه از هرگونه مسئوليت و تعرضي مصون ميباشد هيأت دولت در مقابل مجالس مسئوليت دارد و پاسخگو است. پادشاه سمت فرماندهي كل نيروهاي مسلح را عهدهدار است. انتخاب رييس دولت (نخستوزير)، امضاي قراردادهاي خارجي، اعلان جنگ، امضاي قرارداد صلح و توشيح قوانين و انتصاب رؤساي دادگاهها به عنوان وظايف پادشاه بلژيك محسوب ميشوند.
پادشاه در حكومت بلژيك در مقايسه با ساير رژيمهاي مشروطه پارلمان سلطنتي اروپايي نظير انگلستان و سوئد از قدرت و اختيارات وسيعتري برخوردار است.
اعضا كابينه از ميان نمايندگان مجالس و از بين احزاب قدرتمند انتخاب ميشوند. پادشاه شخصي را كه مورد اعتماد مجالس و احزاب باشد به عنوان نخستوزير مأمور تشكيل كابينه ميكند. مجالس به مجموعه هيأت دولت رأي اعتماد ميدهد نه به تك تك اعضاي آن. محاكمه اعضاي كابينه دولت بلژيك با اجازه مجلس شوراي نمايندگان خواهد بود. در مناطق چهارگانه بلژيك دولتهاي منطقهاي نيز به امور همان مناطق رسيدگي ميكنند.
قوه مقننه
قوه مقننه بلژيك داراي دو مجلس شوراي نمايندگان و مجلس سنا ميباشد. اختيارات دو مجلس مشابه هم است. جلسات مجالس با حضور نصف اعضا هر يك از دو مجلس رسميت مييابد و تصميمات در مورد لوايح و طرحهاي عادي در هر يك از دو مجلس با اكثريت نسبي تصويب ميگردد. طرحها ولوايح پس از تصويب در مجالس شورا و سنا براي اجرا بايستي به توشيح پادشاه نيز برسد. به عبارت ديگر قدرت قانونگذاري بين پادشاه و دو مجلس شوراي نمايندگان و سنا تقسيم گرديده است و پادشاه حق انحلال مجالس را دارد.
مجالس بلژيك براي استماع سوگند پادشاه و يا نايبالسلطنه و يا در صورت خالي بودن تاج و تخت براي تعيين پادشاه تشكيل جلسه ميدهند.
مجلس شورا (نمايندگان)
مجلس شوراي نمايندگان داراي 150 نفر عضو ميباشد كه با رأي مستقيم مردم براي مدت چهار سال برگزيده ميشوند. داوطلبان شركت در مجلس شوراي نمايندگان بايد بلژيكي الاصل و از حقوقي مدني و سياسي بهرهمند و حداقل داراي 25 سال سن باشند.
مجلس سنا
تعداد نمايندگان مجلس سنا نصف نمايندگان مجلس شورا ميباشد. نيمي از نمايندگان مجلس سنا توسط مردم انتخاب ميشوند و نيمي ديگر، انتصابي و به صورت غيرمستقيم منصوب ميشوند. مدت نمايندگي هر عضو مجلس سنا چهار سال است. سناتورهايي كه توسط مردم انتخاب ميشوند بايد متعلق به طبقاتي كه در قانون مشخص شده است، باشند. به بيان ديگر مردم، اعضاي مجلس سنا را از ميان وزيران فعلي يا پيشين، اعضاي مجالس شورا يا سنا و استادان دانشگاهها بر ميگزينند. فرزندان ذكور پادشاه در سن 18 سال حق شركت در جلسات مجلس سنا را دارند. آنها وقتي به سن 25 سالگي برسند حق رأي دادن، در مجلس سنا را نيز خواهند داشت. سن اعضاي مجلس سنا 40 سال است و نبايد از هيچ حقوق سياسي و مدني محروم شده باشند.
قوه قضاييه
دادگاهها در حكومت بلژيك مجري قانون ميباشند و علاوه بر وجود دادگاههاي قضايي و جزايي دادگاههاي تجارت، اطفال و شوراي جنگ و دادگاه عالي نظامي و ديوان عالي كشور نيز وجود دارند. رؤساي دادگاهها با نظر پادشاه منصوب ميگردند.
سيستم انتخاباتي
كانديداي نمايندگي مجلس شوراي نمايندگان و سنا از طريق احزاب در حوزههاي انتخابيه معرفي ميشوند. حداقل سن كانديداهاي نمايندگي مجلس شورا 25 سال و حداقل سن نمايندگان مجلس سنا 40 سال ميباشد و بايد بلژيكيالاصل باشند واز هيچ حقوق مدني و سياسي محروم نشده باشد. سن رأي دهندگان 18 سال است و شركت در انتخابات براي كليه افرادي كه تابعيت بلژيك را دارند الزامي است. كساني كه در انتخابات شركت نكنند به عنوان خاطي مجازات ميشوند. انتخابات شهرداريها هر شش سال يكبار انجام ميشود.
|